الفيض الكاشاني

682

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )

( 222 ) خوش آنكه هستى من بر باد رفته باشد * سر تا به‌پاى خويشم از ياد رفته باشد اى دوست با من زار مىكن هر آنچه خواهى * سهلست بر اسيرى بيداد رفته باشد گر در هواى وصلت صد خرمن وجودم * بر باد رفته باشد بر باد رفته باشد وقت رحيل خواهم آن سو بود نگاهم * تا جان به نزد جانان دلشاد « 1 » رفته باشد گر بيستون صبرم ، هجران ز پا در آورد * بادا بقاى شيرين فرهاد رفته باشد گردون بسى غمم ريخت بر سر و ليك حاشا * از من بسوى گردون فرياد رفته باشد در راه عشق بايد پا را ثبات باشد * سر گو در اين بيابان بر باد رفته باشد در وادى محبت مجنون اسير ليليست * هر چند از دو عالم آزاد رفته باشد شوخى به يك كرشمه صد مرغ دل كند صيد * تا چشم بر هم آيد صياد رفته باشد ماهى به هر نگاهى بسمل كند سپاهى * تا ديده مىگشايند جلّاد رفته باشد با كس بدى چو كردى « 2 » در خاطرت نگهدار * ور نيكيست بگذار از ياد رفته باشد اى فيض در غم يار تن را خراب مىدار * تا جان به نزد جانان آباد رفته باشد

--> ( 1 ) - عق : يك كس ز كوى عشقت دلشاد . ( 2 ) - چ پ ، چ ش : كه كردى .